علی رضایی ۳۱۲ بار از دماوند صعود کرده. از اولین باری که تقریباً جانش را از دست داد تا آخرین گروه ۱۸ نفرهای که راهنماییشان کرد.
دماوند فقط یک قله نیست. برای کسی که سالها در کوهستان قدم زده، بارها صعود کرده و بازگشت کوهنوردان را دیده است، دماوند بیش از هر چیز آزمونی برای صبر، آمادگی و تصمیمگیری درست است. کوهی که از دور آرام و باشکوه به نظر میرسد، اما هرچه به ارتفاعات بالاتر آن نزدیک میشوید، شرایط متفاوتی از سرما، باد، کمبود اکسیژن و خستگی را تجربه خواهید کرد.
این مقاله با نگاهی مبتنی بر تجربههای رایج راهنمایان باسابقه کوهستان نوشته شده است و نقلقول یا خاطره منتسب به یک فرد واقعی نیست.
دماوند بلندترین قله ایران و یک آتشفشان چینهای در رشتهکوه البرز است. درباره ارتفاع دقیق آن اعداد متفاوتی در منابع دیده میشود؛ برای مثال یونسکو در پرونده فهرست موقت خود ارتفاع حدود ۵۶۲۸ متر را ذکر میکند و برنامه جهانی آتشفشانهای مؤسسه اسمیتسونین عدد ۵۶۷۰ متر را ثبت کرده است. بنابراین در منابع کوهنوردی معمولاً با اعدادی در محدوده بیش از ۵۶۰۰ متر روبهرو میشویم.
اولین درس دماوند؛ قله مهم است، اما بازگشت مهمتر
یکی از اشتباهاتی که در صعودهای بلند دیده میشود، تبدیل رسیدن به قله به تنها هدف برنامه است. کوهنورد ساعتها بالا میرود، انرژی زیادی مصرف میکند و وقتی تنها چند صد متر تا قله باقی مانده، حاضر نیست به دلیل تغییر هوا، خستگی یا علائم ارتفاع برگردد.
اما نگاه یک راهنمای باتجربه متفاوت است؛ صعود موفق زمانی تمام میشود که تیم سالم به پایین کوه بازگردد.
دماوند از نظر فنی در مسیر جنوبی الزاماً یک قله بسیار پیچیده برای کوهنوردان آماده محسوب نمیشود، اما ارتفاع آن شرایط بازی را تغییر میدهد. فردی که در ارتفاع ۳۰۰۰ متر کاملاً سرحال است، ممکن است بالاتر از ۴۰۰۰ متر واکنش کاملاً متفاوتی نشان دهد.
به همین دلیل قدرت بدنی فقط بخشی از آمادگی برای دماوند است.
دماوند کجاست و چرا اینقدر اهمیت دارد؟
دماوند در بخش مرکزی رشتهکوه البرز قرار گرفته و یکی از مهمترین نمادهای طبیعی ایران است. علاوه بر جایگاه جغرافیایی، این کوه در اسطورهها و ادبیات فارسی نیز حضوری پررنگ دارد. دانشنامه ایرانیکا از دماوند بهعنوان کوهی با جایگاهی ویژه در فرهنگ و داستانهای ایرانی یاد میکند.
از نظر زمینشناسی نیز دماوند یک آتشفشان چینهای است. در نزدیکی دهانه قله هنوز آثار گوگرد و خروج گاز از فومرولها دیده میشود. مؤسسه اسمیتسونین نیز وجود فومرولها و رسوبات گوگردی در محدوده قله را ثبت کرده است.
همین ویژگیها باعث میشوند قسمتهای پایانی صعود حالوهوایی کاملاً متفاوت از دامنههای پایین کوه داشته باشند.
مسیر جنوبی؛ انتخاب رایج برای صعود دماوند
دماوند مسیرهای مختلفی برای صعود دارد، اما جبهه جنوبی شناختهشدهترین و پرترددترین مسیر است.
در برنامههای معمول مسیر جنوبی، کوهنوردان از محدوده پلور یا رینه وارد منطقه میشوند و به سمت گوسفندسرا و مسجد صاحبالزمان حرکت میکنند. کمپ پایه این مسیر در ارتفاع حدود ۳۰۰۰ متر قرار دارد و پس از آن صعود به سمت بارگاه سوم ادامه پیدا میکند.
بارگاه سوم در محدوده تقریبی ۴۲۰۰ تا ۴۲۵۰ متر قرار گرفته و یکی از اصلیترین محلهای استقرار کوهنوردان پیش از حمله نهایی به قله است.
اما یک راهنمای باتجربه معمولاً مسیر جنوبی را «آسان» نمینامد؛ بهتر است آن را مسیر متعارفتر دماوند بدانیم. زیرا حتی در همین مسیر نیز ارتفاع، باد، سرما، برف، تغییر ناگهانی هوا و بیماری ارتفاع میتوانند یک برنامه ظاهراً ساده را به شرایطی جدی تبدیل کنند.
سختترین بخش صعود دماوند کجاست؟
بسیاری تصور میکنند سختترین قسمت دماوند شیب مسیر است. در عمل، برای تعداد زیادی از کوهنوردان، مشکل اصلی کمبود اکسیژن و فرسودگی تدریجی بدن است.
در ارتفاع زیاد فشار هوا کاهش پیدا میکند و اکسیژن قابل دسترس بدن کمتر میشود. CDC توضیح میدهد که در حدود ۳۰۵۰ متر، فشار جزئی اکسیژن دمی تقریباً ۶۹ درصد مقدار آن در سطح دریاست. هرچه بالاتر بروید، این فشار کمتر میشود.
حالا تصور کنید چند ساعت پیوسته در حال صعود هستید، کوله حمل میکنید، هوا سردتر شده و بیش از ۵۰۰۰ متر ارتفاع دارید.
در چنین شرایطی حتی چند قدم ساده ممکن است شما را مجبور کند توقف کنید و دوباره نفس بگیرید.
اینجاست که تجربه میگوید:
دماوند را با پا فتح نمیکنید؛ با ریتم درست فتح میکنید.
همهوایی؛ موضوعی که نباید نادیده گرفته شود
یکی از مهمترین اصول صعود دماوند، همهوایی مناسب است.
همهوایی فرایندی است که طی آن بدن برای فعالیت در هوای رقیقتر ارتفاع سازگار میشود. این اتفاق یکشبه رخ نمیدهد.
راهنمای پزشکی ارتفاع CDC توصیه میکند پس از رسیدن به ارتفاع بالاتر از حدود ۳۰۰۰ متر، افزایش ارتفاع محل خواب تا حد امکان تدریجی باشد و برای هر هزار متر افزایش ارتفاع خواب، زمان بیشتری برای سازگاری در نظر گرفته شود.
به همین دلیل برنامهای که فرد را با سرعت زیاد از ارتفاع پایین به بارگاه سوم و سپس قله برساند، لزوماً برنامه مطلوبی نیست.
یک روز اضافه برای همهوایی گاهی بسیار ارزشمندتر از چند ماه تمرین سنگین در ارتفاع پایین است.
بیماری ارتفاع را جدی بگیرید
سردرد در ارتفاع را همیشه نباید صرفاً به خستگی نسبت داد.
بیماری حاد ارتفاع یا AMS میتواند با نشانههایی مانند سردرد، خستگی، کاهش اشتها، حالت تهوع و سرگیجه همراه شود. در موارد شدیدتر، مشکلات جدی مانند ادم مغزی یا ادم ریوی ارتفاع نیز ممکن است رخ دهند.
یکی از مهمترین قواعدی که یک راهنمای مسئول رعایت میکند این است:
اگر علائم بیماری ارتفاع در حال تشدید هستند، ادامه صعود تصمیم درستی نیست.
CDC نیز تأکید میکند فردی که علائم بیماری ارتفاع دارد نباید تا زمان برطرف شدن علائم به ارتفاع بالاتر صعود کند؛ در صورت تشدید علائم، کاهش ارتفاع اهمیت حیاتی دارد.
قله همیشه سر جایش میماند. سلامتی نه.
از بارگاه سوم تا قله؛ روزی که همهچیز مشخص میشود
شب قبل از صعود نهایی معمولاً با هیجان زیادی همراه است. بعضیها خواب خوبی ندارند، بعضیها سردرد خفیف دارند و برخی مدام وسایلشان را بررسی میکنند.
با آغاز حرکت به سمت قله، ریتم اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند.
در ارتفاع بالا، سریع رفتن لزوماً به معنی زودتر رسیدن نیست. کسی که از همان ابتدا انرژی زیادی مصرف کند ممکن است در نیمه دوم مسیر افت شدیدی داشته باشد.
راه رفتن یکنواخت، استراحتهای کنترلشده، نوشیدن آب و دریافت انرژی در طول مسیر معمولاً بسیار مؤثرتر از حرکت سریع و توقفهای طولانی است.
هرچه ارتفاع افزایش پیدا میکند، محیط نیز خشنتر میشود. پوشش گیاهی تقریباً ناپدید میشود و چشمانداز به خاک و سنگهای آتشفشانی، برفهای باقیمانده و آثار گوگرد میرسد.
در نزدیکی قله نیز انتشار گازهای آتشفشانی و رسوبات گوگردی از ویژگیهای شناختهشده دماوند است. گزارشهای علمی از وجود فومرول و گازهای غنی از دیاکسید گوگرد در محدوده دهانه خبر دادهاند.
لحظهای که به قله میرسید
رسیدن به قله دماوند برای بسیاری از کوهنوردان تجربهای فراموشنشدنی است.
بعد از ساعتها حرکت، قدمهای آهسته و مبارزه با خستگی، ناگهان شیب مسیر کمتر میشود و دهانه آتشفشانی دماوند در مقابلتان ظاهر میشود.
اما شاید عجیب باشد که یک راهنمای باتجربه درست در همین لحظه بیش از همیشه حواسش جمع است.
چرا؟
چون هنوز نیمی از برنامه باقی مانده است.
بسیاری از حوادث کوهستان در مسیر فرود اتفاق میافتند؛ زمانی که فرد خسته شده، تمرکز کاهش یافته و تصور میکند بخش دشوار برنامه تمام شده است.
بنابراین توقف طولانی در قله، بهخصوص در شرایط هوایی نامناسب، همیشه تصمیم خوبی نیست.
چند عکس، کمی استراحت و سپس آغاز یک فرود حسابشده میتواند انتخاب منطقیتری باشد.
برای صعود دماوند چه آمادگیای لازم است؟
فقط چند هفته پیادهروی قبل از برنامه برای همه افراد کافی نیست.
کوهنورد باید پیش از دماوند تجربه پیمایشهای طولانی و ترجیحاً صعود به ارتفاعات پایینتر را داشته باشد. برنامههای تمرینی معمولاً ترکیبی از تمرین هوازی، کوهپیمایی طولانی، تقویت عضلات پا و مرکز بدن و فعالیت با کوله هستند.
اما یک نکته مهم وجود دارد: آمادگی بدنی بالا مصونیت در برابر بیماری ارتفاع ایجاد نمیکند.
CDC تصریح میکند که سطح آمادگی جسمانی بهتنهایی تعیینکننده میزان استعداد فرد برای بیماری ارتفاع نیست. حتی یک ورزشکار بسیار آماده نیز اگر سریع ارتفاع بگیرد ممکن است دچار مشکل شود.
به همین دلیل بهتر است پیش از فکر کردن به دماوند، چند صعود ارتفاع بالا در برنامه تمرینی داشته باشید.
چه وسایلی برای دماوند لازم است؟
تجهیزات دقیق به فصل، وضعیت برف و شرایط پیشبینیشده هوا بستگی دارد، اما در یک صعود معمول کوهنورد باید برای سرمای ارتفاع، باد شدید و تغییرات ناگهانی هوا آماده باشد.
کفش مناسب کوهنوردی، لباسهای چندلایه، لایه ضدباد و ضدآب، دستکش، کلاه گرم، عینک مناسب، کرم ضدآفتاب، چراغ پیشانی، باتوم، آب و تغذیه کافی، کمکهای اولیه و وسایل ناوبری از تجهیزات پایه محسوب میشوند.
در شرایط برفی یا فصلهای سرد، تجهیزات فنی متفاوتی لازم است و صعود ماهیت کاملاً جدیتری پیدا میکند.
بنابراین فهرست تجهیزات را نباید صرفاً از یک لیست اینترنتی کپی کرد؛ شرایط همان برنامه باید مبنای تصمیم باشد.
آب و تغذیه؛ عامل پنهان موفقیت
در ارتفاع معمولاً اشتها کمتر میشود، اما بدن همچنان انرژی مصرف میکند.
خوراکیهایی که حمل و خوردنشان راحت است میتوانند در طول مسیر بسیار مفید باشند. مصرف منظم مایعات نیز اهمیت دارد، اما نوشیدن آب بهتنهایی جایگزین همهوایی نیست.
یکی از اشتباهات رایج این است که فرد تا زمانی که کاملاً تشنه یا گرسنه نشده چیزی مصرف نمیکند.
در صعودهای طولانی بهتر است انرژی و مایعات بهصورت منظم تأمین شوند تا بدن پیش از رسیدن به مرحله افت شدید، سوخت مورد نیازش را دریافت کند.
بهترین فصل صعود دماوند
برای بسیاری از کوهنوردان، فصل گرم سال شرایط متعارفتری برای صعود دارد، زیرا حجم برف و پیچیدگیهای فنی کمتر از زمستان است.
اما «تابستان» به معنای هوای همیشه آرام نیست. در ارتفاع بیش از ۵۰۰۰ متر حتی در فصل گرم نیز باد شدید، سرمای قابل توجه و تغییر ناگهانی شرایط جوی ممکن است رخ دهد.
به همین علت بررسی پیشبینی هوا پیش از حرکت و تصمیمگیری مجدد در خود کوه ضروری است.
پیشبینی هوا یک مجوز برای صعود نیست؛ فقط یکی از ابزارهای تصمیمگیری است.
پنج درسی که دماوند به کوهنورد میدهد
بعد از سالها صعود، شاید مهمترین درسهایی که یک راهنمای کوهستان از دماوند میآموزد در چند اصل خلاصه شوند:
- هیچ قلهای ارزش به خطر انداختن جان را ندارد.
- همهوایی از سرعت مهمتر است.
- احساس خوب در ابتدای برنامه تضمینی برای وضعیت خوب در ارتفاع بالا نیست.
- تصمیم برگشت نشانه شکست نیست؛ بخشی از کوهنوردی حرفهای است.
- رسیدن به قله پایان برنامه نیست؛ بازگشت سالم، پایان واقعی صعود است.
آیا دماوند برای اولین تجربه کوهنوردی مناسب است؟
بهتر است دماوند نخستین تجربه جدی یک فرد در کوهستان نباشد.
فردی که هیچ تجربهای از پیمایش چندساعته، ارتفاع، سرمای کوهستان یا شبمانی در شرایط کوهستانی ندارد، با مجموعه بزرگی از عوامل ناشناخته به دماوند وارد میشود.
صعود چند قله کوتاهتر و سپس تجربه ارتفاعهای بالاتر میتواند بدن و ذهن را برای شرایط دماوند آمادهتر کند.
همراهی با فرد باتجربه یا راهنمای واجد صلاحیت نیز برای کسی که تجربه کافی ندارد، اهمیت زیادی دارد.
دماوند؛ قلهای که فروتنی یاد میدهد
شاید مهمترین چیزی که دماوند به انسان یاد میدهد این باشد که در کوهستان نمیتوان همهچیز را کنترل کرد.
ممکن است ماهها تمرین کرده باشید، بهترین تجهیزات را همراه داشته باشید و برنامه کاملی طراحی کرده باشید؛ اما یک تغییر هوا یا واکنش نامناسب بدن به ارتفاع میتواند همه برنامه را تغییر دهد.
کوهنورد باتجربه کسی نیست که در هر شرایطی قله را فتح کند؛ کسی است که تشخیص دهد چه زمانی ادامه دهد و چه زمانی برگردد.
وقتی پس از ساعتها تلاش بر بلندای دماوند میایستید و البرز زیر پایتان گسترده شده، احساس رسیدن به مرتفعترین نقطه ایران بیتردید خاص است.
اما ارزش واقعی صعود شاید کمی بعد مشخص شود؛ زمانی که دوباره به بارگاه سوم میرسید، کوله را زمین میگذارید و میدانید برنامه را با تصمیمهای درست پشت سر گذاشتهاید.